کسی آرام می آید ، نگاهش خیس عرفان است؛
قدم هایش پر از معنا ، دلش از جنس باران است؛
کسی فانوس بر دستش ، بسان نور می آید؛
امید قلب ما روزی ، ز راه دور می آید؛
دلم برای آمدنش تنگ شده بود ، برای دعاهای ندبه اول صبح میان خنکای مسجد الحرام.حتی برای چشم های خوابالودی که به زور میخواند :
این الشموس الطالعه این الاقمار المنیره این الانجم الزاهره ...
دلم برای آمدنش تنگ شده است!